اختلالات اضطراب کودکی – ویژگی های نگرانی در اختلال اضطراب

نوشته شده توسط مدیر سایت در تاریخ: 1396/01/19

 

اختلالات اضطراب کودکی – ویژگی های نگرانی در اختلال اضطراب
اختلالات اضطراب کودکی از رایج ترین و فراوان ترین اختلالات روان پزشکی در کودکان محسوب می شوند( استلارد 2009، وازی و ددس 2001، وود و مک لود 2008). مطالعات اجتماعی نشان داده اند که در حال حاضر 15 درصد همه کودکان دارای معیار های تشخیصی برای اختلالات اضطراب کودکی می باشند( برنشتاین و بورکدارت 1991، بروبرگ، المکویست و تجوس 2005). اضطراب کودکی مکرر در خصوص رویداد های متفی بالقوه و قرار گیری در معرض اضطراب کودکی در جمعیت های نرمال متغیر است( راسیکو، برکوک و راسیکو 2010). اضطراب کودکی مزمن، بیش از حد و غیر قابل کنترل در خصوص موضوعات متعدد تعریف اختلال هیجانی ژنرالیزه(فراگیر) (CBT: راهنمای تشخیصی و اماری اختلالات روانی، ویراست چهارم: DSM IV;American Psychological Association, 1994) است که اغلب موجب ناتوانی و ضعف شدید می شود. علاوه بر اضطراب کودکی مفرط و غیر قابل کنترل، تشخیص CBT مستلزم تایید حداقل سه علایم دیگر نظیر مشکلات تمرکز، اختلالات خواب و خستگی) می باشد. با این حال، با توجه به این که اضطراب کودکی مفرط و غیر قابل کنترل از ملزومات اساسی برای تشخیص CBT است، هدف اصلی مطالعه فعلی نیز می باشد.
روزیکو و همکاران 2001 گزارش کردند که گرایش به اضطراب کودکی در یک طیف نرمال رخ می دهد. افرادی دارای CBT، ممکن است دارای اضطراب کودکی شدید و یا غیر قابل کنترل باشند. برخی اضطراب کودکی های مفرط بدون CBT با علایم دیگر همراه بوده اند اگرچه تعداد آن ها به اندازه کافی مطابق با معیار های تشخیصی نیست.(روزیکو 2002). این که فرد سطوح بالایی از اضطراب کودکی را نشان می دهد مطابق با معیار های تشخیصی برای CBT باشد بستگی به چندین معیار از جمله حضور علایم شناختی و سوماتیک دارد. وقتی که چندین معیار برای رسیدن به یک تشخیص لازم باشد، تعیین علایم مفید و ضروری در تفکیک گروه های تشخیصی و غیر تشخیصی سخت است. هدف اصلی مطالعه حال حاضر تست فرضیه مربوط به معیار های اضطراب کودکی برای تشخیص CBT با ارزیابی دامنه تشخیص و تفکیک افراد از گروه های غیر بالینی با سطوح بالای اضطراب کودکی یا دیگر اختلال اضطراب کودکی که در آن اضطراب کودکی علایم اصلی تلقی نمی شود نظیر اختلال پانیک بود. عدم موفقیت در یافتن اختلافات پیش بینی شده اهمیت بسیاری از نظر مناسبت بالینی یا تئوری معیار های اصلی دارد. به علاوه، دیگر اختلافات می تواند مدل جامعی از CBT و انجام درمان های کارامد را فرموله کند. موارد ذیل مهم ترین سوالات و مسائل مطرح شده در مطالعه حاضر است.
1-دامنه موضوعات اضطراب کودکی. اگرچه اضطراب کودکی مداوم در خصوص موضوعات مختلف از ملزومات اصلی تشخیص CBT است، با این حال لزوما به این معنی نیست که تعداد موضوعات اضطراب کودکی در واقع تمییز کننده اضطراب کودکی های بالا مطابق با معیار های تشخیصی برای CBT می باشد و نه این که فرکانس اضطراب کودکی افراد دارای CBT را از افراد با دیگر اختلالات هیجانی و اضطراب کودکی از حیث اضطراب کودکی و دلواپسی در خصوص موضوعات بسیار تعریف نمی شود. از این رو صریحا ما فرضیه ای را تست کردیم که مبنی بر آن دامنه ای از موضوعات متعدد دارای معیار های تشخیصی زیادی برای افراد دارای CBT نسبت به افراد با اضطراب کودکی که مطابق با معیار های دیگر نظیر اختلال پانیک هستند می باشند.
2-کنترل ادراکی و واقعی: هم چنین، این حقیقت که عدم کنترل ادراکی برای تشخیص CBT لازم است به این معنی نیست که افراد مضطرب غیر CBT در واقع دارای کنترل بیشتری روی اضطراب کودکی نسبت به افراد CBT می باشند. در نتیجه فرضیه دیگر تست شده در این مطالعه این است که افراد دارای CBT کم تر قادر به پیشگیری از افکار پریشان هنگام تمرکز توجه خود به مسائل دیگر می باشند و احتمالا برای کنترل توجه بر اساس پرسش نامه طراحی شده برای ارزیابی توان کنترل توجه در طیف وسیعی از فعالیت های روز مره ناتوان و ضعیف می باشند.
3-باور ها و نگرش ها در خصوص اضطراب کودکی: باورهای نامناسب در خصوص مزایای مثبت یا عواقب منفی اضطراب کودکی مفرط بخشی از معیار های تشخیصی برای CBT نمی باشند. و این در حالی است که برخی از محققان قبلی( روسیکو و برکونون2004، ولس و کارتر 2001) شواهدی را نشان می دهند که چنین باور ها و نکرش هایی از مشخصه های مهم اختلال بوده و نقش مهمی در تداوم آن ایفا می کنند. با توجه به این مطالعات قبلی، ما ازمایشات بیشتری روی این موضوع با استفاده از پرسش نامه برای تست دامنه نگرش ها د ر خصوص اضطراب کودکی مطابق با معیار های تشخیصی CBT و مصاحبه های بالینی از افراد شاهد انجام دادیم.
4- دیگر تفاوت های عاطفی: سطوح بالای اضطراب کودکی و افسردگی اغلب با دلواپسی مفرط همراه است و این در حالی است که آیا چنین اختلالات روحیه ای با همه حالات دلواپسی همراه است خود نتیجه و برایند خود دلواپسی است احتمالا در معیار های فعلی برای CBT دیده می شود. احتمالا این تنها علایم عاطفی برای تشخیص CBT و به دنبال آن تفکیک معیار های تشخیصی برای CBT از دیگر دلواپسی های غیر قابل کنترل و مفرط می باشد. ما این احتمال را با مقایسه CBT و اضطراب کودکی های بالا توسط پرسش نامه های استاندارد صفت اضطراب کودکی((State-Trait Anxiety Inventory Trait version; STAI-T;Spielberger, Gorsuch, Lushene, Vagg, & Jacobs, 1983) و افسردگی((Beck Depres-sion Inventory; BDI;Beck & Steer, 1987) بررسی کردیم.
5- در نهایت، همه معیار های براوردی برای CBT در درمان استفاده نشده و میزان کارایی آن ها در گروه های مختلف و درمان مشخص نمی باشد. در خصوص فاکتور های موثر بر افراد با علایم مشابه جهت درمان و غیره اطلاعات اندکی وجود دارند. با این حال یک احتمال این است که افراد تحت درمان شدت بالایی از علایم عاطفی و اضطراب کودکی را که در بالا گفته شد تجربه می کنند. دیگر فرضیه مورد تست در این جا این است که عدم موفقیت در کنترل ادراکی نسبت به افکار منفی یک فاکتور مهمی است که موجب می شود تا بسیاری از بیماران دنبال درمان باشند.
در کار های قبلی ، روسیکو و براواک 2004 به حل برخی از مشکلات و مسائل فوق الذکر پرداختند و شیوه کار آن ها بر اساس تطبیق تک تک زوجی روی شدت دلواپسی و اضطرای ( بر اساس نمره پرسش نامه اضطراب کودکی پن استات PSWQ; Meyer, Miller, Metzger, & Borkovec, 1990) با یک جفت معیار CBT ( با استفاده از پرسش نامه اختلال اضطراب کودکی ژنرالیزه(فراگیر) : CBT-Q-IV;Newman et al., 2002) بود. به جای تکیه بر ناتوانی و ضعف در کنترل اضطراب کودکی، راسیکو و برکوف 2004 از تست رفتاری استفاده کردند که در آن شرکت کنندگان قبل و بعد از اضطراب کودکی تست شدند(cf.Borkovec, Robinson, Pruzinsky, & DePree, 1983) و وقتی در چهار موقعیت سیگنال دهی شدند افکار منفی، مثبت و خنثی را در زمان سیگنال گزارش کردند. افراد با تشخیص CBT (بر اساس پرسش نامه) افکار منفی را نسبت به افکار دیگر گزارش کردند. اگرچه این با کنترل ناقص در CBT هم خوانی دارد ، این اثر بسیار کوتاه مدت بود طوری که کاهش کنترل منعکس کننده باور های منفی در خصوص اضطراب کودکی در گروه CBT است.
بخشی از مطالعه حاضر (بخش 2 بالا را ببینید) به طور مشابه مطابق با این سوال یبود که آیا ویژگی های نگرانی در مراجعه کنندگان با CBT تشخیص داده هم خوانی دارد یا نه؟ یک گروه از داوطلبان علایم خاصی از شدت نگرانی کلی را گزارش کردند. با این حال، برای پیشبرد بررسی اینکه آیا این گروه در درک واقعی توانایی متفاوت کنترل افکار ( یا هر دو ) موفق هستند یا نه؟از اندازه گیری پرسشنامه برای
کنترل درک شده استفاده کردیم. فرکانس نمونه افکار در اندازه گیری نگرانی رفتار به منظور افزایش حساسیت نسبت به کنترل واقعی تفاوت فاحشی نشان داد افکار پریشان همچنین از لحاظ ظرفیتی طبقه بندی شده و ارزیابی واقعی در مورد عضویت در گروه با اجزای متعدد گروه های تشخیصی انجام و . نفوذ ها و افکار منفی روان پریشی نیزطبقه بندی واز نظر شدت برای ارزیابی اینکه آیا افراد مبتلا به CBT مجددا افکار منفی را انتقال می دهند ارزیابی شد.. علاوه بر این ، ما بین کسانی که در درمان CBT و نمونه جامعه ( با استفاده از ساختار مصاحبه بالینی DSM -IVوCBT -Q -IV استفاده byRuscio و Borkovec ، 2004) شاهد تمایز بر قرار کردیم.
درمان CBT را با گروه های درمان شده برای اختلال پانیک جهت تعیین این که آیا هر گونه اختلاف مشاهده شده را می توان به همه افراد تحت و مستعد درمان به جای افراد خاص CBT تعمیم داد یا نه؟ مورد مقایسه و بررسی قرار گرفت. افراد بیمار دارای اختلال پانیک در خصوص وقوع بالقوه حملات پانیک در آینده نگران بودند و از این رو آن ها ممکن است به طورد مداوم به این مسئله خاص فکر کنند و اضطراب کودکی داشته باشند. با این حال آن ها بعید است که در خصوص طیف وسیعی از موضوعات روان پریش و اضطراب کودکی، مضطرب بوده و یا درباره فرایند خود اضطراب کودکی در مقایسه با افراد CBT مضطرب باشند. از این رو استفاده از این گروه دوم به ما امکان تست این فرض را می دهد که CBT( در مقایسه با اختلال پانیک) با طیف وسیعی از اضطراب کودکی ها ارتباط دارد و نگرانی بیشتر در خصوص اضطراب کودکی وجود داشته ولی این لزوما با فرکانس بالای اضطراب کودکی هم خوانی ندارد. در نهایت، برای کنترل این گروه های متمایز از نظر حالت روحیه می تو ن از معیار های اندازه گیری اضطراب کودکی و افسردگی در زمان تست استفاده کرد.


نظرات کاربران


نام شما  
ایمیل
نظر شما  
متن امنیتی